عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
742
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آيت آن بود كه مادر اسما بنت ابى بكر مشركه بود ، بيامد و چيزى از دختر خود خواست ، اسما گفت تو نه بر دين اسلامى ، به تو هيچيز ندهم تا نخست از رسول خدا بپرسم ، بيامد تا بپرسد ، و چيزى كه دهد بفرمان وى دهد ، جبرئيل آمد در آن فورت و اين آيت آورد : لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ راه نمودن بر تو نيست كه صدقه ازيشان مىبازگيرى تا در دين اسلام آيند ، تو باز خوانندهء نه راه نماينده ، راه نماينده منم ، او را راه نمايم كه خود خواهم . وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ - همانست كه جاى ديگر گفت : ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت : « بعثت داعيا و مبلغا و ليس الى من الهداية شيء ، و خلق ابليس مزينا و ليس اليه من الاضلال شيء » پس مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اسما را فرمود تا با مادر خود نيكويى كرد و صدقه داد . و جماعتى مسلمانان همچنين قرابت جهود درويش داشتند ، و پيش از اسلام با ايشان نيكوئيها كردندى ، و صدقهها دادنديد ، و بعد از اسلام آن صدقهها ازيشان باز گرفتند ، و با اختلاف ملت مواساة كراهيت ميداشتند ، تا آن گه كه اين آيت فرو آمد ، پس بسر قاعدهء خويش باز شدند و بخويشان جهود صدقه ميدادند . و مراد به اين صدقهء تطوع است نه زكات فرض ، كه زكات فرض جز به مسلمانان روا نباشد كه دهند ، لقول النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « امرت ان آخذ الصدقة من اغنيائكم ، و اردّها فى فقرائكم » و همچنين كفارت سوگند و كفارت ظهار و مانند آن ، جز باهل اسلام و توحيد صرف نكند ، از بهر آنك حقوق اللَّه است ، و مقدرات شرعى جز باهل شرع و ارباب توحيد نه روا باشد كه صرف كنند . وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ الآية . . . . - اى مال فَلِأَنْفُسِكُمْ اى ثوابه ، ميگويد هر چه كنيد از خيرات و دهيد از صدقات ، رستگارى خود را مىكنيد ، كه ثواب آن بشما رسد و بدان رستگار شويد . مال را خيرات نام كرد اين جايگه ، يعنى تا بنده را تنبيه باشد كه صدقه از مال حلال پاك دهد ، كه تا حلال نبود نام خير در آن نيفتد ، وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ - اين ماء نفى است ، بمعنى نهى ، ميگويد نفقه